تبليغاتX
قرآن و عترت

قرآن و عترت

درمورد قرآن وشهدا و حجاب و نماز توضیح میدهیم

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن

پیدایش حجاب
آغاز و پیدایش حجاب و پوشش مربوط می‌شود به دوران زندگانی حضرت آدم و حوا علیهم السلام. هنگامی که آن دو بزرگوار مرتکب آن خطا شدند و از درختی که خداوند میوه‌اش را ممنوع نموده بود تناول کردند.
«فَلمّا ذاتا الشَجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیما من ورق الجنه …؛ چون از آن درخت تناول کردند زشتی‌هایشان آشکار شد و بر آن شدند تا از برگ درختان بهشت ، خود را بپوشانند…» (سوره اعراف _ ۲۲)

در تفسیر آیه فوق آمده است که آدم و حوا علیه‌السلام ، قبل از ارتکاب این خلاف ، برهنه نبودند بلکه پوششی داشتند که در قرآن ، نامی از چگونگی این پوشش برده نشده ، اما هر چه بوده نشانه‌ای بر شخصیت آدم و حوا و احترام آنها محسوب می‌شده که با نافرمانی ، از اندامشان فرو ریخته است.

به این ترتیب خوردن از میوه ممنوعه توسط آدم و حوا علیه‌السلام صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش ، نخستین تحولی که در آنها بوجود آورد، این بود که آنها در حریم «ستر» و عفاف با حقیقت برهنگی روبرو کرد و بلافاصله با برگ درختان بهشت خود را پوشاندند. این واقعیت تاریخی به سادگی نشان می‌دهد که حجاب و پوشش بعنوان یکی از مظاهر حیا و عفت ، امری فطری و طبیعی بوده و برای تامین سلامت روح و روان فرد و جامعه از کمال اهمیت برخوردار است.

 

 

 

 

 

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن کریم
قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید و جنبه حیوانی ننگرند و این حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را ، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند.

قرآن کریم وقتی مسئله لزوم حجاب را بازگو می‌کند علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‌فرماید: «ذلک اَدنی اَن یَعرِفنَ فَلا یُوذین» (سوره احزاب _ ۵۹) برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند» چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
حجاب حق الهی
شبهه‌ای که در ذهنیت بعضی افراد هست این است که خیال می‌کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده برای او بوجود آورده و بنابراین حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است. راه حل این شبهه در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم همچنین مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید من راضییم ، و همینطور مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند، حجاب زن حق الهی است.

حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده ، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد و اگر جامعه‌ای این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‌شود که در غرب ظهور کرده. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.

زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن آنگاه جامعه به صورتی در می آید که قرآن در آن حاکم است. جامعه‌ای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت و رقت می‌دهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 12:30  توسط سمیه محمدی  | 

چند حرف حساب در مورد حجاب

گل عفاف در بوستان حجاب می روید

  

egza.wordpress.com

طرح حجاب و حجاب در ایران

مراد از حجاب، پوشش اسلامي است، و مراد از پوشش اسلامي زن، به عنوان يكي از احكام وجوبي اسلام، اين است كه زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گري و خودنمايي نپردازد.

در ((بازار آزاد برهنگى )) عملا زنان به صورت كالاى مشتركى (لااقل در مرحله غير آميزَش جنسِى ) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشوئى مفهومى نمى تواند داشته باشد و خانواده ها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى می شوند.

هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنٍسيش وسيله تبليغ كالاها و دكور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سياحان و مانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعه اى شخصيت زن تا سر حد يك عروسٍك ، يا يك كالاى بى ارزش سقوط مى كند، و ارزشهاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى و زيبائى و خودنمائيش مى شود.

مساله اين است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بصر و لمس (جز آمٍيزش جٍنسى ) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد.

بحث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشان دادن اندام خود و تحريك شٍهوات و هوسٍهاى آلوده مردان درگير باشند و يا بايد اين مسائل از محيط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشٍوئى اختصاص ‍ يابد؟!

برهنگٌى زنان كه طبعا پيامدهائى همچون آرايش و عشًوه گرى و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يك حال تحِريك دائم قرار مى دهد تحِريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تواند بار هيجان را بر خود حمل كند؟ مگر همه پزشكان روانى نمى گويند هيجان مستمر عامل بيمارى است ؟

آمارهاى قطعى و مستند نشان مى دهد كه با افزايش برهنٍگى در جهان طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشٍوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است ، چرا كه ((هر چه ديده بيند دل كند ياد)) و هر چه دل در اينجا يعنى هٍوسٍهاى سركش بخواهد به هر قيمتى باشد به دنبال آن مى رود، و به اين ترتيب هر روز دل به دلبرى مى بندد و با ديگرى وداع مى گويد.

در جامعه‎اي كه برهنگي بر آن حاكم است، هر زن و مردي، همواره در حال مقايسه است؛ مقايسه‌ي آنچه دارد با آنچه ندارد؛

منبع:تفسیر قرآن

                                             

             

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 12:28  توسط سمیه محمدی  | 

رهبرانقلاب در دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان جوان:

 
ما علم را برای دستیابی به اقتدار حقیقی در جهان دنبال می‌کنیم

حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار بیش از هزار نفر از نخبگان جوان علمی، سرمایه گذاری در عرصه «علم و فناوری و نخبه پروری» را از اولویتهای اساسی برنامه ریزی توسعه مطلوب خواندند و تشکیل چرخه کامل و بهم پیوسته انواع دانش های مورد نیاز کشور را امری ضروری و زمینه ساز تحرک و پیشرفت پایان ناپذیر در همه رشته های علمی دانستند.

به گزارش رجانیوز، در این دیدار که صبح امروز برگزار شد ایشان، در نگاهی راهبردی، علم را تکیه گاه اصلی روند اقتدار مادی و معنوی کشور برشمردند و خاطرنشان کردند: جبران عقب ماندگی مزمن، تاریخی و تحمیلی کشور در زمینه های علمی، نیازمند تلاش جدی و دوندگی بی وقفه هر ایرانی با شرف و همه مسئولان، نخبگان، دانشجویان و استادان است.

حضرت آیت الله خامنه ای، موفقیتهای درخشان علمی در ده سال اخیر را، نشان دهنده استعداد جوشان جوانان و باعث افزایش امیدواری به آینده دانستند و افزودند: باید امیدوارانه و بدون از دست دادن حتی یک لحظه، به تواناییهای خود تکیه کنیم و با جدیت و صمیمیت، به روند علمی کشور، شتاب دهیم.

رهبر انقلاب اسلامی، با یادآوری افتخار ایرانیان به پیشرفتهای علمی در زمینه های هسته ای، سلولهای بنیادی، نانو، فناوری زیست محیطی و دیگر عرصه ها، افزودند: برای تکمیل و تعمیم این پیشرفتها به همه رشته ها، باید یک چرخه و منظومه علمی به هم پیوسته ایجاد کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 14:57  توسط سمیه محمدی  | 

شهید آيت الله دكتر محمد مفتح در یک نگاه

زندگينامه

محمد مفتح در سال 1307 شمسي، در خانواده اي روحاني در همدان به دنيا آمد. پدرش مرحوم، حجت الاسلام حاج محمود مفتح، يكي از واعظان مخلص و عاشق خاندان رسالت و ولايت بود و در ادبيات فارسي و عربي تبحر فراواني داشت و اشعار زيادي در مدح و رثاي اهل بيت عليهم السلام به زبان هاي عربي و فارسي از وي به جا مانده است. او در حوزه ي علميه همدان، مدرس ادبيات فارسي و عربي بود. شهيد مفتح از كودكي در محضر پدر به فراگيري ادبيات پرداخت و پس از گذراندن دوره ي ابتدايي، جهت فراگيري معارف اسلامي به مدرسه ي «آخوند ملاعلي» وارد شد و پس از مدتي جهت استفاده از محضر اساتيد بزرگ به حوزه ي علميه ي قم مهاجرت كرد و در مدرسه ي «دارالشفاء» با جديت فراوان به كسب علوم معارف پرداخت و از محضر بزرگاني چون آيات سيد محمد حجت كوه كمره اي، بروجردي، سيد محمد محقق (داماد)، علاّمه طباطبايي صاحب الميزان و امام خميني قدس سره استفاده نمود.(1) و خود مدرسي بزرگ در حوزه گرديد.
در دوراني كه تبليغات استثمارگران، دانشگاه را در نظر علما كفرستان كرده بود و «تحصيل علوم جديده» را اعراض از دين و رفتن به دانشگاه را براي عالِم ننگ مي دانستند، شهيد مفتح در حالي كه در قم استادي بزرگ بود، پا به عرصه ي دانشگاه گذاشت. وي كه در حوزه ي علميه به درجه ي اجتهاد رسيده بود، در دانشگاه نيز موفق به اخذ درجه ي «دكتري» گرديد. رساله ي دكتراي وي «تحقيقي درباره ي نهج البلاغه» است كه با درجه ي بسيار خوب مورد قبول دانشگاه قرار گرفت.

فعاليت هاي فرهنگي و تأليفات

استاد مفتح، پس از گذراندن دوره ي دانشگاه، علاوه بر تدريس در حوزه، به تدريس در دبيرستان هاي قم پرداخت.
او كه توطئه استعمار را در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهي و روحاني، با همه ي ذرات وجودش حس كرده بود، ايجاد وحدت و انسجام ميان اين دو گروه را وجهه ي همت خود ساخت. مقاله اي كه ايشان در مجله ي مكتب اسلام درباره ي وحدت روحاني و دانشگاه – علي رغم جو مخالفت – نوشت، مبين تفكر شهيد در اين باره است. شهيد به لحاظ رسالتي كه بر دوش خويش حس مي كرد، ضمن مبارزه با عفريت «جهل و بي شعوري»، در دو سنگر دبيرستان و حوزه از همان آغاز سعي در روشنگري دانش پژوهان داشت و كلاس هاي خويش را مركزي براي تشكل آنان در جهت مبارزه با رژيم قرار داده بود و در اين راه به تأسيس انجمن اسلامي دانش آموزان – با همياري شهيد بهشتي – همت گمارد.
مبارزه با رژيم را نه تنها در تضاد با تحصيل علم نمي ديد، بلكه آگاهي و با سواد شدن را يكي از ابعاد مبارزه مي دانست و در كنار بالا بردن سطح مبارزه ي طلاب و دانش آموزان، سعي در بالا بردن سطح آگاهي عقيدتي آن ها داشت.
در زمان تحصيل و تدريس، حاشيه اي بر «اسفار» ملاصدرا، نوشت. كه سومين حاشيه بر اين كتاب است. هم چنين كتابي به نام «روش انديشه» در علم منطق به رشته ي تحرير در آورد كه به عنوان كتاب درسي در حوزه و دانشگاه، براي بالاترين سطح منطق استفاده مي شود. ترجمه تفسير مجمع البيان هم يكي از تأليفات اين شهيد عالي مقام است.
شهيد در جهت ايجاد تشكل و سازمان دادن به طلاب و فضلا دست به تشكيل مجمعي به نام «جلسات علمي اسلام شناسي» زد كه اين مجمع فعاليت وسيعي را به منظور شناساندن چهره ي اصلي اسلام در جامعه آغاز كرد. در اين جلسات كه زير نظر استاد تشكيل مي شد، فضلا و نويسندگان حوزه ي علميه كتاب هايي را كه در زمينه هاي مختلف اسلام شناسي نوشته بودند، ارايه مي كردند و پس از نقد و اصلاحات ضروري، با مقدمه اي كه استاد بر آن مي نوشت، به چاپ مي رسيد. ساواك كه پي به نقش مؤثر اين مجمع در شناساندن اسلام راستين برده بود، آن را تعطيل كرد. اين مجمع تنها موفق به چاپ 10 جلد كتاب گرديد كه كتاب هاي زير از آن جمله است:
1- اسلام پيشرو نهضت ها. 2- با ضعف مسلمين دنيا در خطر سقوط. 3- شيعه و زمامداران خودسر. 4- جهان بيني و جهان داري علي (عليه السلام). 5- دعا عامل پيشرفت يا ركود. 6- ره آوردهاي استعمار. 7- همسران رسول خدا. 8- زيارت ما 9- خرافه. 10- حقيقت.
استاد در زمان تحصيل و تدريس خود در حوزه با نوشتن مقالات مختلفي در مجلات مكتب تشيّع، مكتب اسلام، معارف جعفري و ... سعي در گسترش فرهنگ اصيل و انقلابي شيعه در سطح وسيع جامعه داشتند.

مبارزات

در سال هاي 1340تا 1342، سخنراني هاي او در شهرهاي مختلف و روشن ساختن مواضع نهضت اسلامي در
افشاي چهره ي رژيم پهلوي بسيار مؤثر بود و به لحاظ اثر عميقي كه اين سخنراني ها در ميان توده ها داشت، بارها توسط ساواك تعطيل شد و هر بار اين تعطيلي با دستگيري و آزار ايشان همراه بود.
شهيد مفتح بعد از تبعيد امام قدس سره مبارزات خود را شدت بخشيد و با سفر به استان خوزستان سعي در افشاي ماهيت رژيم و شناساندن نهضت امام قدس سره به مردم داشت و ساواك كه با دستگيري هاي متعدد و ممنوع المنبر كردن ايشان نتوانسته بود كاري از پيش ببرد، ورود ايشان را به شهرهاي خوزستان ممنوع اعلام كرد.
محبوبيت و مقبوليت عامه ي شهيد در ميان طلاب و دانش آموزان، موجب شد كه او را از آموزش و پرورش اخراج و در سال 1347، به نواحي بد آب و هواي جنوبي ايران تبعيد كنند و هنگامي كه دوران تبعيد ايشان به پايان رسيد، از بازگشت او به قم جلوگيري كردند. به ناچار شهيد مجبور به اقامت در تهران شد. اقامت در تهران سرآغاز فصل نويني در زندگاني سياسي وي گرديد، دانشكده ي الهيات او را دعوت به همكاري كرد. شهيد با اميد فتح سنگري ديگر و گشودن جبهه اي ديگر براي مبارزه با رژيم و نيز شوق همكاري با استاد مطهري كه در اين دانشكده مشغول تدريس بود، دعوت دانشكده را پذيرفت و بدين ترتيب زندگي و فعاليت هاي ايشان در تهران آغاز شد.
در تهران، علاوه بر تدريس در دانشكده و بسط زمينه هاي همكاري با استاد شهيد مطهري، بنا به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران، به اقامه ي نماز جماعت در اين مسجد همت گمارد. سخنراني هاي ايشان در مسجد دانشگاه در ترغيب نسل روشن فكر و تحصيل كرده به اسلام اثر به سزايي داشت.
شهيد در حسينيه ي ارشاد نيز مشغول فعاليت هاي علمي – تبليغي و سخنراني بود كه بعد از تعطيلي اين حسينيه توسط ساواك، با قبول امامت جماعت مسجد جاويد در سال 1352، هسته ي ديگري ايجاد كرد تا خلا به وجود آمده را پر نمايد. در اين مسجد كتابخانه تشكيل داد و كلاس هاي دروس اعتقادي، فلسفي، تفسير قرآن، نهج البلاغه و ... داير كرد.
مسجد جاويد تبديل به دژ مستحكمي براي انقلاب گرديد و با استقبال فراوان دانشجويان و افراد تحصيل كرده مواجه شد. سرانجام بعد از گذشت يك سال و نيم در سوم آذر 1353، پس از سخنراني حضرت آيت الله خامنه اي، مسجد جاويد مورد هجوم ساواك قرار گرفت و تعطيل شد و شهيد هم دستگير و به زندان افتاد. بعد از آزادي از زندان، رژيم ديگر اجازه فعاليت در مسجد جاويد را به ايشان نداد. استاد، امامت مسجد قبا را در نزديكي حسينيه ي ارشاد پذيرفتند و در جلسه اي كه با حضور افرادي نظير مرحوم آيت الله طالقاني، استاد شهيد مطهري و ... براي تنظيم برنامه هاي مسجد داشتند، مسجد را «قبا» نامگذاري كردند. تا «قبايي» در ظلمت كده ي قريش گردد و آغازگر هجرتي در قيام خونبار امت مسلمان.
مقارن با رمضان 1356، كه به دليل تغيير تاكتيك دولت استكباري امريكا، رژيم پهلوي نيز شعارهايي چون «فضاي باز سياسي» را مطرح كرد. استاد شهيد به افشاي ماهيت خائنانه اين شعار پرداخت و با استفاده از ضعف رژيم، اقدام به تشكيل جلساتي در مسجد قبا كرد كه براي اولين بار در تاريخ معاصر ايران با حضور جمعيتي بيش از 30 هزار نفر برگزار مي شد. شهيد در عيد فطر همان سال با برگزاري نماز با شكوه عيد فطر در قيطريه – كه با استقبال بي نظير مردم تهران رو به رو شد – اركان رژيم پهلوي را به لرزه در آورد. ايشان در خطبه هاي نماز براي اولين بار نام امام خميني قدس سره را آشكار بر زبان جاري كرد و رهبري امام را مورد تأكيد قرار داد.
مبارزه ي شهيد تا رمضان سال 1357، كه نهضت مردم مسلمان به رهبري امام قدس سره اوج گرفته بود، همچنان ادامه داشت. ايشان بعد از نماز عيد فطر با تأكيد بر رهبري بي چون و چراي امام امت روز پنجشنبه 16 شهريور 1357، را به عنوان تجليل از شهداي ماه رمضان تعطيل اعلام كرد. در اين روز راه پيمايي بزرگي عليه رژيم انجام گرفت كه زمينه ساز راه پيمايي 17 شهريور گرديد، كه توسط رژيم پهلوي به خاك و خون كشيده شد و جمعه ي خونين نام گرفت.
در بهمن 1357، جهت بازگشت امام قدس سره استاد شهيد به همراه ديگر هم رزمان، كميته ي استقبال از ايشان را تشكيل دادند تا مقدمات ورود پيروزمندانه رهبر و مراد خويش را به نحو شايسته فراهم نمايند.
شهيد مفتح با تشكيل شوراي انقلاب از طرف امام قدس سره به عضويت اين شورا درآمد. بعد از پيروزي انقلاب براي تشكيل كميته هاي انقلاب اسلامي فعاليت چشمگيري كرد و خود سرپرستي كميته ي منطقه 4 تهران را به عهده داشت. آخرين مسؤوليت شهيد، سرپرستي دانشكده ي الهيات و عضويت در شوراي گسترش آموزش عالي كشور بود كه به نحو شايسته در اين سنگرها انجام وظيفه نمود و در طي اين دوران همچنان مسؤوليت امامت جماعت مسجد قبا را نيز بر عهده داشت.
سرانجام آيت الله مفتح، پس از عمري تلاش و جهاد مستمر و خستگي ناپذير در راه تبليغ دين، در ساعت 9 صبح روز 27 آذر 1358، به همراه 2 پاسدار جان بركف، شهيدان جواد بهمني و اصغر نعمتي، هنگام ورود به دانشكده ي الهيات، توسط عناصر منحرف گروهك فرقان هدف گلوله قرار گرفتند و به فيض عظيم شهادت نايل آمدند. پيكر مطهر آن عالم رباني پس از برپايي مراسم با شكوه تشييع، در صحن مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام در قم به خاك سپرده شد و اين روز به مناسبت فعاليت هاي چشمگير اين شهيد والامقام در راه تحقق وحدت بين حوزه و دانشگاه « روز وحدت روحاني و دانشجو» نامگذاري شد.

پيام امام خميني قدس سره به مناسبت شهادت دكتر مفتح(2)

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
آن گاه كه منطق قرآن آن است كه ما از خداييم و به سوي او مي رويم و مسير اسلام بر شهادت در راه هدف است و اولياي خدا – عليهم السلام – شهادت را يكي از ديگري به ارث مي بردند و جوانان متعهد ما، براي نيل شهادت در راه خدا درخواست دعا مي كرده و مي كنند، بدخواهان ما كه ا زهمه جا وامانده، دست به ترور وحشيانه مي زنند، ما را از چه مي ترسانند؟ امريكا خود را دلخوش مي كند كه با ايجاد رعب در دل ملت كه سربازان قرآنند، مي تواند وقفه اي در مسير حق و عقب گردي از جهاد مقدس در راه خدا ايجاد كند، غافل از اين كه ترس از مرگ براي كساني است كه دنيا را مقر خود قرار داده و از قرارگاه ابدي و جوار رحمت ايزدي بي خبرند. اينان از كوردلي، صحنه هاي شورانگيز ملت عزيز و شجاع ما را در هر شهادتي، پس از شهادتي كه در پيش چشمان خيره ي آنان منعكس است، نمي بينند. «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم˚ لا يَعقِلُون» اينان مي بينند كه هزار و سيصد سال بيشتر از صحنه ي حماسه آفرين كربلا مي گذرد و هنوز خون شهيدان ما در جوش و ملت عزيز ما در حماسه و خروش است.
جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقاي مفتح و دو نفر پاسداران عزيز اسلام رحمة الله عليهم به فيض شهادت رسيدند و به بارگاه ابديت بار يافتند و در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفريدند و آتش نهضت اسلامي را افروخته تر و جنبش قيام ملت را متحرك تر كردند. خدايشان در جوار رحمت واسعه ي خود بپذيرد و از نور عظمت خود بهره دهد. اميد بود از دانش استاد محترم و از زبان علم او بهره ها براي اسلام و پيشرفت نهضت برداشته شود و اميد است، از شهادت امثال ايشان بهره ها برداريم. من شهادت را بر اين مردان برومند اسلام تبريك و به بازماندگان آنان و ملت اسلام تسليت مي دهم. سلام بر شهيدان راه حق
روح الله الموسوي الخميني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 10:37  توسط سمیه محمدی  | 

نیایش های دکتر مصطفی چمران

نیایش های دکتر مصطفی چمران

خوش دارم که در نيمه هاي شب، در سکوت مرموز آسمان و زمين به مناجات برخيزم. با ستارگان بخوانم و قلب خود را به اسرار ناگفتني آسمان بگشايم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمايم محوعالم بي نهايت شوم از مرزهاي علم وجود درگذرم و در وادي فضا غوطه ور شوم و جز خدا چيزي را احساس نکنم.

 

...............

 

اي خداي بزرگ، تو را شکر مي کنم که راه شهادت را برمن گشودي و دريچه اي پرافتخار از اين دنياي خاکي به سوي آسمانها باز کردي و لذت بخش ترين اميد حياتم را در اختيارم گذاشتي و به اميد استخلاص تحمل همه دردها و غمها را ميسر کردي.

...............

خدايا، تو را شکر مي کنم که اشک را آفريدي که عصاره حيات انسان است. آنگاه که در آتش عشق مي سوزم يا در شدت درد مي گدازم يا در شوق زيبايي و ذوق عرفاني آب شوم و سراپاي وجودم روح مي شود؛ لطف مي شود، عشق مي شود، سوز مي شود و عصاره ي وجودم به صورت اشک آب مي شود، به عنوان زيباترين محصول حياتم که وجهي به عشق و ذوق دارد و و جهي ديگر به غم و درد، بر دامان وجودم مي چکد.

...............

اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد. اگر محصول عمرم را بطلبد اشک را تقديم خواهم کرد.

...............

خدايا تو مرا اشک کردي که همچون باران به نمکزار زمين ببارم.

...............

تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان طوفان حوادث بغرّم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 10:33  توسط سمیه محمدی  | 

زخم هاي خرمشهر همچنان تازه است

زخم هاي خرمشهر همچنان تازه است

وقتي نام خرمشهر يا همان خونين شهر را مي شنوم، ناخود آگاه به ياد جنگ و خون و خمپاره و آتش مي افتم، انگار قرار است براي هميشه به دنبال نام خرمشهر کلي غصه و گرفتاري باشد، انگار که تمامي ندارد ماجراي اين همه آوارگي...

وقتي براي اولين بار قدم به خرمشهر گذاشتم تعجب کردم، بر خلاف اسمش اصلا خرم نبود. خرمشهر تا پيش از جنگ آباد بود اما پس از جنگ تبديل به ويرانه شد، انتظارم اين بود که پس از 28 سال و بعد از اين همه مدت که از جنگ مي گذرد، خرمشهر را شهري آباد ببينم اما متاسفانه حتي شاهد يک بازسازي کوچک هم نبودم.
در اين شهر نمي توان سراغي از آباداني گرفت، شايد پول يا بودجه‌اي براي خرمشهر در نظر گرفته شود، اما به دليل مشکلات مديريتي اين بودجه‌ها هدفمند خرج نمي‌شوند، اي کاش در کنار تانک هايي که آن ها را نماد مقاومت قرار داده اند، نمادي از آباداني خرمشهر را هم به نمايش مي گذاشتند.
درد خرمشهري ها مشترک است، درد آوارگي، بيکاري، در شهر خود بودن و احساس تلخ غربت را داشتن، نداشتن کوچکترين امکانات رفاهي و ... تمام اين ها براي جوانان خرمشهري که پدرانشان، برادرانشان و عزيزانشان را در مقاومت خرمشهر از دست داده اند عذاب آور است، انگار که ديگر از يادآوري افتخارات پدرانشان دلسرد شده اند که حق هم دارند، نسلي که مورد بي مهري قرار گرفته اند و کم کم دارند به همه چيز شک مي کنند!
فقر و بيکاري ارمغان جنگ است براي مردم خرمشهر، مردمي که در طول جنگ کلي خون دادند و آوارگي و مصيبت کشيدند، مردمي که اگر پاي درد دل هرکدامشان بنشيني شاهنامه اي از دردهايشان را برايت زمزمه مي کنند و حالا انصاف نيست که پس از اين همه مصيبت، همچنان با سختي و مشقت زندگي کنند.
نگاه کودکان خرمشهري پر از درد و حسرت است و تمام کودکي شان در بازي کردن با تانک هاي جامانده از جنگ و دويدن در کوچه هاي خاکي که انگار گرد غم بر در و ديوارش پاشيده اند خلاصه شده است.
شهر جهان آرا اين روزها اصلا اوضاع مساعدي ندارد، در سال يک بار و آن هم روز سوم خرداد است که به ياد خرمشهر مي افتيم، شهري که با مقاومت خود باعث حفظ خوزستان شد و اکنون حمايت از اين شهر محدود به شعارها و انتخابات تبليغاتي شده است، شهري که جوانان مذهبي آن روز به روز به افتخارات شهر خود کم توجه تر مي شوند!
داستان همه مردم اين شهر يکي است؛ جنگ شروع مي‌شود، پشت سر مقاومت پدران و برادران و فرزندان و پيش رو غربت و حسرت و آوارگي...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 10:29  توسط سمیه محمدی  | 

عای ماه رجب

اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم،  و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم...

 

اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك، اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد،  اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد،  و نه تو را بشناسد، از روى نعمت بخشى و مهرورزى، عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم، همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را، و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم،  همه شر دنيا و شر آخرت را، زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و، بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار، اى صاحب جلالت و بزرگوارى، اى صاحب نعمت و جود

 

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ،  وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ،  يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ، يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ، يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ، وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ، تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً، اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ، جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ، وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى،  اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ، فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ،  وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ، يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ، يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ، يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 10:26  توسط سمیه محمدی  | 

تلاش 20 ساله دشمن برای به حاشیه راندن مسئله شهادت

امام خمینی رحمت الله علیه: خط سرخ شهادت، خط آل محمد (ص) و علی (ع) است.

بسم رب الشهداء والصدیقین

طلیعه

تلاش 20 ساله دشمن برای به حاشیه راندن مسئله شهادت

مسئله اين است كه يك سياست و يك حركت خزنده‌اي در كشور از مدتها پيش؛ شايد از 20 سال پيش يا بيشتر، شروع شده بود براي اينكه مسئله شهادت، جهاد، شهداي دفاع مقدس و احساس مسئوليت مردم را به حاشيه برانند و منزوي كنند و از متن مسائل كشور و انقلاب خارج كنند. ابتدا با شيوه‌هاي غير مستقيم و بعد كه پر رو شدند با شيوه‌هاي مستقيم شروع كردند شهادت و جهاد را زير سوال بردن. حتي جهاد امام حسين(ع) را زير سوال بردند. آنها حركت مردم در زمان دفاع مقدس را حركت‌هاي كور، بي‌هدف و بي‌انگيزه معرفي كردند. اين حركت، حركت طبيعي نبود بلكه حركت حساب شده‌اي بود و معلوم بود دارد دنبال مي‌شود. اما خوشبختانه خود مردم درافتادند و اين حركت را منزوي كردند. ليكن نقش اين كارهاي امثال شما در رو آمدن مجدد به فرهنگ جهاد و شهادت را نبايد به هيچ وجه فراموش كرد همين كارها و حركت‌ها بود كه به تدريج در مقابل آن حركت خزنده، سدي ايجاد كرد و بار ديگر جلوه‌هاي حقيقي ارزش‌هاي مقدس را براي مردم مطرح كرد.

از بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در جمع ستاد برگزاری کنگره شهدای همدان


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 11:44  توسط سمیه محمدی  |